شادى نفيسى
85
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
نوشته شده بود كه ترجمهء آيات كه اصلا رسم چنين نبود چنين چيزى كه قرآن هم اگر جايى تلاوت مىشود در جلسات قرآن ، ترجمهاى هم از آيات قرآن شده باشد . . . بعد باز نو بود از اين نظر كه براى استاد برنامه را اين جور تنظيم كرده بودند كه ابتدا قرآن را تفسير كنند . در تمام اين شهر مشهد بعد از اينكه جلسات روضهخوانى به وسعت وجود داشت ، بعد از جلسات روضهخوانى ، جلسات مذهبى كه بعد از اين مرتبه از لحاظ كميّت قرار داشت ، جلسات قرآن بود ؛ فقط قرائت محض كه چه جورى با توجه به علم تجويد قرآن را درست قرائت كنيم . . . مهندس بازرگان از نو بودن تفسير قرآن سخن مىگويد : به خاطر دارم در سالهاى انتقال سلطنت از احمد شاه به رضا شاه ، كه دورههاى ابتدايى و متوسطه را مىديدم ، قرآن ترجمهدار ديده نمىشد ( تنها يك نمونه . . . [ كه ] وزير انطباعات ناصرالدين شاه به تأسّى از يك مستشرق فرانسوى به ترجمهء آن پرداخته است ) و در مدارس و مساجد اگر قرآن را درس مىدادند ، چيز ديگرى غير از قرائت طوطىوار و حداكثر تجويد و صوت ياد نمىدادند . . . حتى اقدام مرحوم طباطبائى در تفسير الميزان ، كارى انقلابى و خلاف عرف و مصلحت ، قضاوت مىشد . در كلاس چهارم متوسطه براى اولين بار با تفسير قرآن آشنا شدم كه ابتكار مرحوم ميرزا ابو الحسن خان فروغى ، مدير دار المعلمين مركزى و برادر ذكاء الملك بود . چيزى كه تازگى داشت و جلب توجه مىكرد اين بود كه مرحوم فروغى علاوه بر ترجمهء ساده و تفسير سادهء قرآن ، به تفهيم آيات و اثبات با ارائهء حقيقت و حقانيت آنها ، بر مبناى نظريات علمى و تاريخى و اجتماعى مىپرداخت . منظور آن كه ترجمه و توجه به فهم آيات و تفسيرهاى روزافزون قرآن در ايران ، بازگشت به قرآنى بود كه عامل آن را همچون انديشهء دينى بايد تهاجم و تماس با تمدن و فرهنگ مغرب زمين دانست . « 1 » غير از كانون نشر حقائق اسلامى ، كه مقام پيشگامى را دارا است ، انجمنها و
--> ( 1 ) . مهدى بازرگان ، « سير انديشهء دينى معاصر » ، كيان ، شمارهء 11 ، ص 2 - 12 ، فروردين و ارديبهشت 72 ، ص 7 ؛ « استاد شريعتى مدافع شريعت در برابر الحاد و طاغوت » ، كيهان فرهنگى ، شمارهء 11 - سال اوّل ( مصاحبه با استاد محمد تقى شريعتى ) ص 16 به بعد .